تبليغاتX
واژه های مقدس
واژه های مقدس
بــــــــی تـــــــــو یا با تـــــــــو ندانـــــــــــم........هـــــر چه دارم از تـــــــــو دارم
« رادیو جوان مرد نقطه. از بس که برنامه ندارد نقطه. »

[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 11:1 بعد از ظهر ] [ مرضيه ] [ ]
هـــــــــ ســـــــــ تــــــــــ م اگــــــــــ ر مـــــــ یــــــ روم

                                          

                                      گـــــــ ر نــــــــ روم  نــــــــــ یــــــــ ـســـــــ تــــــــم

[ شنبه 3 دی1390 ] [ 5:1 بعد از ظهر ] [ مرضيه ] [ ]

  بعضی وقتها که غافل میشم، افسرده میشم،ناراحت میشم،دلتنگ میشم، با شنیدن یه چیزایی یا دیدن

یه چیزایی اروم میشم خوب میشم و بر میگردم به حالت نرمالم...

یکی از اونا دیدن چند اسلایده واقعا حس خوبی میگیرم...دوست دارم شما هم تو این حس شریک کنم

 

zoom10plus

 

The_Most

 

In the name of God


ترجیح میدم توضیحی ندم و خودتون دربارش بگید

 

[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 1:51 بعد از ظهر ] [ مرضيه ] [ ]

پس اين ها همه اسمش زندگي است

دلتنگي ها دل خموشي ها ثانيه ها دقيقه ها

حتي اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمي که برايت نوشته ام برسد

ما زنده ايم چون بيداريم

ما زنده ايم چون مي خوابيم

و رستگار و سعادتمنديم

زيرا هنوز بر گستره ويرانه هاي وجودمان پانشيني

براي گنجشک عشق باقي گذاشته ايم

خوشبختيم زيرا هنوز صبح هامان آذين ملکوتي بانگ خروس هاست

سرو ها مبلغين بي منت سر سبزي اند

و شقايق ها پيام آوران آيه هاي سرخ عطر و آتش

برگچه هاي پياز ترانه هاي طراوتند

و فکر من

واقعا فکر کن که چه هولناک مي شد اگر از ميان آواها

بانگ خروس رابر مي داشتند

و همين طور ريگ ها

و ماه

و منظومه ها

ما نيز بايد دوست بداريم ... آري بايد

زيرا دوست داشتن خال با روح ماست

                                                                          حسین پناهی

[ شنبه 19 آذر1390 ] [ 9:39 بعد از ظهر ] [ مرضيه ] [ ]

خدایا! سرده این پایین، از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی،بیا دستامونو ها کن

خدایا!سرده این پایین،ببین دستامو میلرزه

دیگه حتی همه دنیا،به این دوری نمی ارزه

تو اون بالا من این پایین،دو تایی مون چرا تنها؟

اگه لیلی دلش گیره! بگو مجنون چرا تنها؟

خدایا! من دلم قرصه،کسی غیر از تو با من نیست

خیالت از زمین راحت ،که حتی روز،روشن نیست

کسی اینجا نمی بینه که دنیا زیر چشماته

یه عمره یادمون رفته،زمین دار مکافاته

فراموشم شده گاهی،که این پایین چه ها کردم

که روزی باید از اینجا بازم پیش تو برگردم

خدایا! وقت برگشتن یه کم با من مدارا کن

شنیدم گرمه آغوشت،اگه میشه منم جا کن

پ.ن:از رهگذر عزیزم ممنونم بخاطر این شعری که برام فرستاد...بعد از چند وقت منو حاضر به اپ کردن کرد!!!!

[ پنجشنبه 10 آذر1390 ] [ 1:14 بعد از ظهر ] [ مرضيه ] [ ]
درباره وبلاگ

واژه ها مقدس است اما ما چه ساده آنها را بکار می بریم بدون فکر بدون اندیشه
واژه ها مقدس است اما ما نمی دانیم وشاید می دانیم اما اگر می دانیم چرا آن ها را به خوبی بکار نمی بریم
واژه هامقدس است زیرا زندگی مقدس است
با واژه ها می توان خنداند گریاند یا دیگران را به تامل واداشت ....




مطالب اينجا رو اول براي خودم مي نويسم تا بهشون عمل كنم
گاهي وقت ها غافل ميشيم...
از خودمون....از خدامون....
لینک دوستان
امکانات وب

كد ماوس

آمار سایت